چون از خدا می ترسیدم نمی توانستم حقیقتاً دوستش بدارم و چون او را دوست نداشتم
نمی توانستم خود یا دیگران را هم خالصانه دوست بدارم. قانون عشق شکسته شده بود
... همه چیز به خاطر رشد روحی انجام می شود. همه ی تجربه ها، استعدادهاو ضعفها برای این رشد طراحی می شوند. مسائل این دنیا، در آن عالم برایمان اهمیت کمی دارد، اصلاً اهمیت ندارد. "همه چیز" با چشم معنوی دیده می شود.
برای هر یک از ما زمانی در نظر گرفته شده تا دوره ی آموزشمان را در روی زمین به پایان برسانیم. بعضی افراد فقط می آیند که متولد شوند و باعث تجربه ی دیگران شوند و به سرعت از این دنیا بروند. بعضی ها تا سن پیری زنده می مانند تا به هدفهایشان برسند و با فراهم کردن فرصت خخدمت برای دیگران ، به نفع آنها هم کار کنند. بعضیها می آیند که رهبران یا پیروان ما باشند، سربازان، ثروتمندان، یا فقیران ما باشند، و مقصود از آمدنشان هم فراهم کردن شرایط و روابطی است که دوست داشتن را به ما یاد بدهد. هر کسی که که به مسیر زندگی ما هدایت می شود ما را به طرف موفقیت نهایی مان سوق می دهد. مقدر است که ما را در شرایط سخت آزمایش کنند تا ببینیم به مهمترین دستورات ، یعنی دوست داشتن یکدیگر عمل می کنیم... .... هرگز نباید به فکر خودکشی بیفتیم. با این کار فقط فرصتهایی را که می توانستیم برای پیشرفت در روی زمین در اختیار داشته باشیم از دست می دهیم و بعدها به عنوان عکس العمل فرصتهای از دست رفته، درد و حسرت بسیار می کشیم. با این حال باید بدانیم که قاضی اعمال هر روحی خداست... نا امیدی هرگز توجیهی ندارد... ما به اینجا آمده ایم که یاد بگیریم، عمل کنیم، خطا کنیم. لزومی ندارد که با سختگیری خود را قضاوت کنیم. فقط باید هر بار یک قدم در زندگی پیش برویم... روزی می رسد که بفهمیم حادترین سختیهای زندگیمان ، بهترین معلممان بوده است.وقتی فهمیدم که آفرینش موجودات با فکر آغاز شده است، دریافتم که آفرینش گناه، جرم، ناامیدی، امید، و عشق مپهم از درون خودمان سرچشمه می گیرد. هر درمانی از درون می آید. می توانیم ناامیدی بیافرینیم تا مثل حلزون در ما بخزد، یا می توانیم از سعادت و موفقیت برای خودنوری محافظ بیافرینیم. افکار ما قدرت خارقالعاده دارند.باید یکدیگررا دوست بداریم. این را میدانم. باید مهربان باشیم، باید صبور باشیم و سخاوتمندانه خدمت کنیم. می دانم که شادیهای بزرگ بهتر از هر راه دیگر، از طریق عشق به ما رو میکنند. من پاداش باشکوه و شگفت انگیز دوست داشتن را دیده ام . جزئیات تجارب من تا آنجا اهمیت دارد که کمکمان کند دوست بداریم
شازده کوچولوی آنتوان دو سنت اگزوپری که حتما معرف حضور دوستان عزیزم هست ... مسافری از ستاره ها که با گلی حرفش شد ...و اینگونه سفرش را آغاز کرد....
شاید خالی از لطف نباشه اگه تکه هایی از مسیر را بار دیگه باهاش همراه شیم