تبليغاتX
کوچه پس کوچه های مریخ
 

سلام می خواستم آدرس دیگر سایت رو بهتون بگم

 

 

freemp3.ir5.org

 

+ نوشته شده در جمعه 22 تیر1386ساعت 0:1 توسط سینا |

شاگردي از استادش پرسيد : (( عشق چيست ؟ ))

استاد در جواب گفت : (( به گندمزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور . اما در هنگام عبور از گندمزار به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني !))

شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت . استاد پرسيد : (( چه اوردي  ؟))

و شاگرد با حسرت جواب داد : (( هيچ ! هر چه جلوتر مي رفتم , خوشه هاي پرپشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پر پشت ترين , تا انتهاي گندمزار رفتم . ))

استاد گفت :(( عشق يعتي همين !))

شاگرد پرسيد : (( پس ازدواج چيست ؟))

استاد به سخن امد كه : (( به جنگل برو و بلند ترين درخت را بياور . اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي !))

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت : (( به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم , انتخاب كردم . ترسيدم كه اگر جلوتر بروم ,باز هم دست خالي برگردم . ))

استاد باز گفت : (( ازدواج هم يعني همين !! ))

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 22:47 توسط سینا |

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 13:47 توسط سینا |