تبليغاتX
کوچه پس کوچه های مریخ

 

خوب دیگه میریم سراغ اصل مطلب !

از مواد لازم شروع میکنیم :

۱.ارد ۳ گونی

۲.تخم مرغ ۳ عدد ( اخه میگن تا ۳ نشه بازی نشه)

۳.شکر هر چه قدر میخوای

۴.شیر یه دبه

۵.پودر کاکائو هم خواستید بریزید اجباری نیست

۶ فعلا چیزی یادم نمیاد

خوب ... اول یه ظرف بر میدارید که فکر میکنید برای کیک درست کردن مناسب هست . بعد یکی از ۳ تا تخم مرغ رو میشکنید میریزید تو ظرف بعد دومی رو میشکنید میریزید تو ظرف بعد هم سومی رو میشکنید میریزید تو ظرف بعد از این که سومین تخم مرغ هم شکوندید ریختید تو ظرف میرید یه نیم ساعت استراحت میکنید چون خیلی زحمت کشیدید

(نیم ساعت بعد...)

حالا ظرفی که توش تخم مرغ ریختید رو بر میداریید توش سس مایونز میریزید . بعد میریید مواد لازم رو نگاه میکنید میبینید سس مایونز توش نیست . بعد دوباره همه ی این کارا رو میکنی .... بعد که این کارا رو دوباره انجام دادی یه ذره فکر میکنی که چی کار باید بکنی . بعد میفهمی که باید با همزن همش بزنی ... شروع میکنی به همزدن ... بعد از ۵ تا ۱۰ دقیقه هم زدن همه ی شکر رو میریزی تو ظرف (البته اصلش اینه که یواش یواش بریزی ولی چون حوصله نداری همشو میریزی. تازه حالشم بیشتره چون معمولا نصفش میریزه بیرون مگر اینکه خیلی دقت کنی . که دقت مقت تو کاره ما نیست ) بعد از اینکه شکر رو اضافه کردی 10 20 30 40 ... میکنی که چه ماده ای رو الان بریزی ارد یا شیر؟؟؟؟ طبق 10 20 30 40 بنده اول شیر رو میریزیم ! یه دبه شیر رو با قاشق چایی خوری به بقیه مواد اضافه میکنیم ... بعد از هزاران سال بالاخره نصفی از شیر رو اضافه کردی بقیه اونو هم میزاری فردا برای صبحانه بخوری بعدش نوبت به ارد میرسه ! ۱ گونی از ۳ گونی ارد رو باز میکنی ته شو میگیری میریزی تو ظرف بعد یه هویی میبینی زندگیت شده ارد یه ذره نگران میشی که الان مامان بیاد و .... و .... و .... بیخیالش میشی ... به خواهرت میگی جمع کنه ( حالا اگه خواهر نداشتید با مشت و لغت برادر رو مجبور میکنی ) این گونی که هیچی ... همش ریخت ... میریم سراغ گونی بعدی یه ذره دقتت رو زیاد میکنی ( فقط یه ذره هاااااا ) دوباره ته شو میگیری میخوای بریزی باز ............... میبینی ارد قبلی ۲ برابر شده یه ذره فکر میکنی که اشکال کار چیه ؟.... هیچی به مخت نمیرسه .... (این دفعه از خواهر/برادرت کمک میگیری ....) بعد میبینی همون اش و همون کاسه .... از خیر ارد میگذری ... حالا چی میشه کیک بدون ارد باشه ؟؟؟؟؟ ظرف رو که توش کیک درست کردی رو میذاری تو فر که بپزه ! یه ذره به خواهر / برادرت کمک میکنی اردها رو با هم جمع میکنید . بعد میری TV میبینی ... یه دفعه احساس میکنی یه چیزی سوخته ... میگی ولش کن از خونه همسایس .... بعد که میبینی زیاد میشه میری یه سر میزنی میبینی کیک خوشمزمون سوخته گاز رو میبندی هر چی در و پنجره هست باز میکنی که بو بره ... کیک سوخته رو میریزی بیرون میری از شیرینی فروشیه دمه خونه یه کیک میگیری میای خونه ... بعد میشینی میخوری حال میکنی .... !!

+ نوشته شده در شنبه 14 مرداد1385ساعت 23:47 توسط سینا |

۱.تمام سعی خودتون رو بکنید تا دیر برسید و وقتی اتوبوس حرکت کرد دنبالش بدوید !!!

۲.از بلیط هایی که باطل شده و ماله قرن بوقه یه نصفه تو جیبتون داشته باشید !!!

۳.وقتی دنبال اتوبوس می دوید بلند بلند داد بزنید تا همه بفهمند که شما می خواین سوار شین !!!

۴.در استفاده از نصفه بلیط باطل شده توی جیبتون کمال صرفه جویی رو بکنید چون کم گیر میان !!!

۵.وقتی سوار می شین یا بلیط ندین یا همون نصفه باطل شده رو بدید !!!

۶.اگه جیبتون سوراخ بود و نصفه بلیطتون افتاد پولشو به صورت یه اسکناس دو تومنی بدید و باقیشو تمام و کمال بگیرید !!!

۷.وقتی نشستین با کلید تو دستتون به شیشه بکشید تا هم صدا ایجاد شه هم شیشه خراب شه !!!

۸.با صدای تقریبا بلند یه آهنگ جوات که ماله عصره حجره رو بخونید !!!

۹.اگه جا نبود بشینید میله رو سفت بچسبید و هی تکون بخورید و اگه شرایطش بود خودتون رو ولو کنید وسط جمعیت و هی از شلوغی بنالید !!!

۱۰.وقتی به ایستگاه مورد نظر رسیدید موقعی که داشتن در رو می بستن داد بزنید که شما جا موندید !!!

۱۱.بعد هم با خیال راحت پیاده شید !!!

+ نوشته شده در شنبه 14 مرداد1385ساعت 23:44 توسط سینا |

دلم میخواد که برای چند وقت از این زندگی جدا بشم! یه کوله بندازم رو دوشم و راه بیفتم! بشم یه مسافر تنهای تنها! پای پیاده توی یه جاده...دلم میخواد همه چیز را پشت سر بذارم! کارهایی را بکنم که افراد خیلی کمی کردن! دلم میخواد وقتی که قراره بمیرم حسرت دیدن این دنیا را نخورم! دلم میخواد چیزهایی را که خدا افریده ببینم! با فرشته ای که همیشه همراهمه ملاقات کنم، مکان های جادویی را ببینم ، پرواز را یاد بگیرم، معنی کیمیا را بفهمم ، دنیا را بشناسم تا بلکه خدا و خودم را بشناسم! من نمیخوام عمرم را توی این مکان تلف کنم ! تا وقتی که دنیایی برای کشف شدن هست نباید در کشف شده ها ماند! باید راه افتاد... تا دنیای قلب و روح را کشف کرد...باید اماده شد...باید رفت...

+ نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 16:43 توسط سینا |