بچه که بودیم میگفتیم هرکی هرچی پیدا کرد ماله خودش منم 3 تا بطری پیدا کردم اولی رو تو خرابه ها دومیو لب شط سومیو تو هوا زدم تو هرکدومشون چیزی نوشتم بعد اونارو با تمام زورم پرت کردم تو دریا حالا هرکی پیداشون کرد ماله خودش راضیم به رضای تک تکتون
از گورخري پرسيدم: ?تو سفيدي راه راه سياه داري، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟ گورخر به جاي جواب دادن پرسيد تو خوبي فقط عادتهاي بد داري، يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟ ساكتي بعضي وقتها شلوغ ميكني، يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت ميشي؟ ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتا افسردهاي و بعضي روزها خوشحالي؟ لباسهات تميزن فقط پيراهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟ و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد، و بعد رفت
نتيجه اخلاقي: ديگه هيچ وقت از گورخرها درباره راهراههاشون چيزي نميپرسم
+
نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1385ساعت 15:10 توسط سینا
|